واجد على خان
34
علم الأبدان ( فارسى )
دهنده خونست تا جزو اعضا گردد اينهمه كه مذكور شد اوصاف و منافع اخلاط طبعى بود اكنون شرحى از كيفيات اخلاط ناطبعى بر وى قلم مىآيد بيان اخلاط ناطبعى واضح باد كه باصطلاح اطبّا غلط طبعى آن را گويند كه در كبد پيدا شود و نافع بدن باشد و آنچه در كبد يا معده يا جز آن پيدا شود و از وى بدن را انتفاع نبود بلكه منجر به ضرر شود آن را غير طبعى گويند اوصاف خون طبعى آنست كه احمر اللون بود و بوى خوش دهد و طعم شيرين و قوام معتدل خون غير طبعى آنست كه از صفات مذكور مخالف بود خواه در يك دو صفت خواه در هر چهار و حكماء گفتهاند كه هر حيوانى كه خون در جسم دارد دماغ و قلب و حجاب و كبد نيز دارد و [ گونههاى صفرا ] صفراى طبعى سرجوش و كف خون طبعىست و سه صفت دارد يكى آنكه سرخى مائل بزردى باشد همچون رنگ ريشهء زعفران و اين بسبب مزيد لطافت اوست چه مقررست كه جسم سرخ چون لطيف و رقيق گردد رنگش مائل بزردى گردد دوم آنكه سبكتر باشد به نسبت خون زيرا كه صفرا بر طبع نار است و ازين سبب بالاتر بر همه اخلاط مىباشد سوم آنكه حار بود زيرا كه بسبب افراط طبخ متكون مىگردد و آنكه موجب شدت حرارتست از آنست كه مرور آن بر امعا و مرى باسهال و قى باعث سوزش مىشود و احداث لذع مىنمايد و صفراى ناطبعى [ اقسام صفراى ناطبعى ] بر پنج قسمست قسم اول مرهء صفراست و آن چنانست كه رطوبت رقيق بلغمى با وى مركب شود و لون اين صفرا زرد مىباشد زيرا كه رنگ صفراى طبعى سرخست و رنگ بلغم سفيد و از اختلاط سرخى با سفيدى زردى حاصل مىشود و مرّه به كسر ميم و تشديد راء مهمله مع الهاء در لغت بمعنى شدت و قوتست چون صفرا قوىترين اخلاطست لهذا بر وى اطلاق مره مىكنند اما تخصيص اين قسم صفرا بدين اسم در اصطلاح بنا بر آنست كه چون اقسام ديگر از صفراى غير طبعى بنامهاى ديگر اختصاص يافتهاند پس اين قسم را باسم عام مسمى كردند تا از اصناف ديگر بدين نام مميز باشد قسم دوم از صفراى ناطبعى مسمىست بصفراى محى و وى آنست كه مختلط باشد در ان رطوبت غليظ بلغمى و مشابه باشد بزردى بيضه از روى قوام و لون لهذا منسوب بمج كردند و مح بضم ميم و حاى مهمله صفرة اللبيضست و اين نوع نيز زرد باشد قسم سوم مسمىست بصفراى كراثى و كراث بضم كاف تازى و ثاء مثلثه گندنا را گويند دومى آنست كه مركب باشد از صفراى سوخته و مرّهء صفرا و اين قسم صفرا در معده پيدا مىشود